برای ثبت.... البته نمیدونم ثبت چی؟ احساسات بد و ناراحت و اینا؟

بازم میگم. نسبت به ژارسال از خودم راضیم

ولی...ولی... ولی...

چند تا سوال اول روش (شاید 7 تا یا 8 تا)!!!!!  فاجعه بودند... افتضاح.... و زمانی بود که همینجور میگذشت...

بعد رفتم سراغ امار.... کثافتا! میگن درس امار و ریاضی ولی دوساله که شده  ریـــــــــــــاضی و مقدار بسیار کمی هم امار !!!!

بازم خدا رو شکر که دو سه تا تستای احتمالشو زدم.. که البته نمیدانم درست یا ........

زبان...... ای خدا ... هیچی نگم بهتره

 البته بازم خدا رو شکر که باز یه 7-8 تایی از لغتایی  که تو کتاب 504 و نصف فلش کارتای 1500 خونده بودم اومد. فقط سعی میکردم چیزی که مطمئنم رو بزنم چون توی زبان متاسفانه به خاطر این که حس میکنم یه کم وضعم خوبه  هر چیدم دستم میرسه رو میزنم و این یعنی فجاعت !!‌ سعی کردم نزنم

امروز خیلی روز سردی بود و منم که از بارش طولانی برف این چند وقته خسته شده بودم یه کم حالم گرفته بود واسه ی این برف و بوران امروز

حوزه ام امیر اباد بود

منم که حساسیت به نام نامی دانشگاه تهران!!!!!

صبح هم استرس داشتم و هم حالت تهوع و هم بغض

اصن نمیدونم چرا وثتی اسم دانشگاه تهران و اون ارم آبی رنگش می اد یا میبینم , نا خود اگاه بغضم میگیره

 تا حالا هم هیچوقت از جلوی در کوی یا حتی خود کارگر رد نشده بودم. چه هیبتی داشت هر کدوم از دانشکده ها....

هی ی ی ی ی ی ی ی ی....

/ 0 نظر / 14 بازدید