دققیقا هفت یا هشت دقیقه ی پیش داشتم فکر میکردم من به خاطر شرایطی که داشته ام چقـــــــــــدر بدبینم و این بدبینی تا چه حد مایه ی بدبختی منه

ولی دقیقا 4 دقیقه بعدش وقتی اومدم توی اطاقم و حس حرم امن  الهی بودن ا اطاقم بهم رسید حس کردم نه! من خیلی خوشبختم و سریع اینو به مامانم گفتم که بدونه ممنون زحمتاشم

زندگی همینه

گهی تند و گهی ارام

گهی زین به پشت و گهی زین به پشت

نسبیت!

ولی هر چقدرم که زندگی واسه ی همه همین باشه بازم تحمل این بالا و پایینا سخته دیگه

 

/ 0 نظر / 13 بازدید