امشب بالاخره دلم رو به دریا زدم و ازش پرسیدم که ز ؟ به نظر تو من همه ی مشکلات دورم رو بزرگ میکنم یا واقعا بزرگ هستند؟ مثلا اگه این اتفاقاتی که بین من و کازینام می افته بین تو وکازینات می افتاد بازم نظرت مثل الان من بود یا نه ؟

که گفت آره

 بهنظرمتو مسائل رو بزرگ نمیکنی ( البته یه سریاشون رو مثل همین کازین ها و اینا)

حالا که دل به دریا زدم و اینو پرسیدم  خیلی اروم شدم

 ناخود اگه این جمله اومد تو ذهنم که

هر که در این بزم مقرب تر است

جام بلا بیشترش میدهند

 ..

.

.

.

.

.

راستی اینو ببینید...

ادم اصلا باورش نمیشه که دختر یک شهید جانباز برای پدرش اانقدر قشنگ وبلاگ بنویسه :(

پ.:

 امشب داشتم به خپل میگفتم

 دوست داشتم توی ذهن آقای عینکی بودم و میدونستم که  ایا میشه کهیک لحظه بی منظور به من فکر کنه؟ و اگر فکرک میکنه چی فکرمیکنه. با تعابیر بد یا خوب؟

 

/ 0 نظر / 9 بازدید